جوک اصفهانی
اصفهانیه موز میخوره پوستش رو می زاره لای دفتر خاطراتش!
یه روز یه موش میره خونه ی یه اصفهانی سو هاضمه می گیره میمیره
یه روز یه اصفهانی موز میخوره معده اش تعجب میكنه
یك اصفهانیه جوهر خودكارش تموم میشه ترك تحصیل میكنه راضی
اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام می دهند یا نه.
یه روز یه آلمانی و یه تهرانی و یه اصفهانی می افتند تو دریا نهنگه میاد آلمانیه و تهرانیه را میخوره ازش میپرسند پس چرا اصفهانی را نخوردی میگه آخه دو سال پیش یه اصفهانی خوردم تا حالا اسهالم
یه روز یه اصفهانی ازدواج میکنه برای اینکه خرجش کمتر بشه تنها میره ماه عسل
یه روز یه اصفهانی قرص اكس می خوره میره تو تاكسی دونفر را حساب میكنه؛
در اصفهان هیچكس ساعت ندارد برای اینكه همه از ساعت میدان شهر استفاده می كنند
. اصفهانیه یه موز میخوره تا یه هفته دستشویی نمیره
یه وزنه محکم از بالای یه ساختمون می افته روی پای یه اصفهانی، اصفهانی داد میزنه:آخ! کفشم، اوخ!
نظرات()
برچسب ها: جوک ، اصفهانی ، طنز ، جوک اصفهانی ،
طنز
…
واسه دستهات ضرر داره؟ فقط از مایع ظرفشویی جام استفاده کن!
?- اخبار اعلام کرده زیباترین کره خر دنیا گم شده.
بچه نشو! برگرد!
??- شاهکار ادبیات: شب بود و خورشید به رشنی می درخشید، پیرمرد جوان، یکه و تنها همراه با خانواده اش در سکوت گوشخراش شب قدم زنان نشسته بود!!!
??- خدا خیرت بده، شنیدم می ری بهزیستی برای اونایی که انگشت ندارن دست تو دماغشون میکنی!
??- متلک خودر سواری به نیسان وانت: سهمیه تو بخورم جیگر!
??- مسیج عاشقانه: توی کویر دلم تو تنها پمپ سوختی هستی که بدون کارت سوخت بنزین می زنم!
??- امروز سالروز درگذشت مخترع اس ام اس است، برای شادی روحش سه تا اس ام اس بلند بفرست!
??- بزرگترین مشغله فکری کودکان اینه که چرا داداش کایکو دستمال قدرتشو توی جیب خودش نمی ذاشت.
- از حیف نون می پرسن برای بستن یک لامپ به چند نفر ترک احتیاج داری؟ می گه ? نفر. می گن چرا ? نفر؟ میگه: یه نفر میره بالای نردبون لامپ رو بگیره، دو نفر هم از پایین، نردبون رو بچرخونن!
?- حیف نون زنشو بدجوری می زده، ازش می پرسن چی کار کرده که می زنیش؟ می گه اگه می دونستم که می کشتمش!
نظرات()
برچسب ها: طنز ، جوک ،
جوک اس ام اس های خنده دار
روزی شخصی به عیادت دوستش رفت و حال او را پرسید. او گفت: «تبم قطع شده ولی گردنم خیلی درد می کند.» شخص عیادت کننده با خونسردی گفت:« امیدواریم آن هم قطع شود.»
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یک روز یک گنجشک با یک موتوری تصادف می کند و بی هوش می شود. وقتی به هوش می آید، می بیند در قفس است. می زند توی سرش و می گوید: «بیچاره شدم، موتوریه مرد!»
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یک شب یک نفر از کنار قبرستون رد میشده میبینه همه مرده ها روی قبرشون نشستن. ازشون میپرسه چی شده.میگن سوالهای شب اول قبر لو رفته.گفتن بیرون بشینید تا از دوباره سوال طرح کنیم.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پسری از سربازی برای پدرش این طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یه بار بچه ای از پدر خسیسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چی ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو می خوای چه کار؟ تو هفت هزار هم زیادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو می خوای چی کار؟ دوهزار کافیه ؟ بیا این هزار تومنو بگیر.بچه می شماره می بینه پانصدتومنه!!!
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ملانصرالدین داشت سخنرانی می کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برایش روشن می شود. ناگهان در میان جمعیت ، زن خود را دید. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خامو
نظرات()
برچسب ها: جوک ، طنز ،
جوک 3
از شخصی می پرسند «چرا قرص هایت را سر وقت نمی خوری؟»
پاسخ می دهد: «می خواهم میکروب ها را غافلگیر کنم.»
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ترکه از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: والله منم تازه رسیدم
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ملا در بالای منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضی است بلند شود. همه ی مردم بلند شدند جز یک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضی هستی؟ آن مرد گفت : نه ... ولی زنم دست و پامو شکسته نمی تونم بلند شم
نظرات()
برچسب ها: جوک ، طنز ،
جوک اس ام اس های خنده دار از حیف نون
?- به حیف نون می گن: فهمیدی زلزله اومد؟ می گه: نه! من روم اون ور بود!
?- به حیف نون میگن از چه لبی خوشت میاد؟ میگه از لب جوب!
?- حیف نون با خدا قهر می کنه، صبح که از خونش میاد بیرون میگه: به امید بعضی ها!
?- حیف نون با احساسات زنش بازی می کنه، سه هیچ می بازه!
?- حیف نون می ره ، تو عروسی برف شادی می زنن، سرما می خوره!
?- حیف نون میره WC باد صدادار میده! میاد بیرون می بینه چندتا دختر جلوی در ایستادن. برای اینکه ضایع نشه میگه: اه! بی فرهنگا! شیمیایی می زنن آب نمی ریزن صداش بره
??- حیف نون پول می اندازه توی صندوق صدقات، بعد سوارش می شه!
??- حیف نون رفت حج. اونجا نه نماز می خوند، نه طواف می کرد… ازش پرسیدن چرا؟ گفت: به ما گفتن همه چیز با کاروانه!
??- به آقای خوش غیرت گفتن زنت باز امروز با بنز امیر آقا رفت بیرون.آقای خوش غیرت میگه: موندم که امیر آقا چند تا کارت سوِخت داره؟
نظرات()
برچسب ها: طنز ، جوک ، اس ام اس ، sms ، حیف نون ،
جوک 2
به یکی میگن:
راست که می خوای زن بگیری؟
میگه:
یه بچه ایی تازه بدنیا اومده بوده ، شیر مامانشو نمی خورده ، هر زن دیگه ای هم آوردن ، فایده نداشته بچه شیر اونا رو هم نمی خورده تا اینکه یه زن سیاه میارن بچه شیرشو می خوره بابائه می گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شیرکاکائو می خواستی ما نمی دونستیم
____________________
اولی: «حالت چه طور است؟»
دومی:« خوب است. تازه موکتش کرده ام.»
از یک نفر که با پا غذا درست می کرد پرسیدند: «چرا با پا آشپزی می کنی؟»
جواب داد: «آخر دست پختم خوب نیست.»
____________________
یارو لنگ بوده با کشتی میره سفر...وقتی برمیگرده رفیقش میگه خب سفر خوش گذشت؟؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم هی می گفتن لنگرو بندازین تو آب
____________________
سرهنگه داشته امتحان رانندگی میگرفته. از یارو میپرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ؟ طرف میگه: برف پاک کن جناب سرهنگ! سرهنگه کف میکنه میپرسه: یعنی چی؟ یارو میگه: یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف
نظرات()
برچسب ها: جوک ، طنز ،

